الشيخ حسين المظاهري
100
شهروند مسئول (تبيين فريضه امر به معروف و نهى از منكر ) (فارسى)
مرحوم بهشتى مگر چنين نشد ؟ آن مردى كه لياقت همهچيز را داشت . آن مردى كه در سياست ، در علم ، در درايت ، بسيار بالا بود . آن مردى كه راستى يك فرد فوق العاده بود . مردى كه امام رحمه اللّه براى شهادتش گريه نمىكردند ، براى مظلوميتش گريه مىكردند . يعنى اينقدر مظلوم واقع شده بود كه حضرت امام رحمه اللّه مىفرمودند : « من دلم براى مظلوميّت دكتر بهشتى مىسوزد » . شهادت هفتاد و دو تن در حزب جمهورى اسلامى ؛ اينها از باب نمونه است . اين قضيهء سوءظنّ در ميان مردم فراوان است . مخصوصا در ميان مردهاى خشكمقدّس نادان ؛ مثلا با خانمش دارد مىرود و خانمش نگاه به مغازه مىكند ؛ يك دفعه به ذهنش مىآيد كه خانمش به نامحرم نگاه كرده . همين ، يك خارى در ذهن و روحش مىشود . همينجا مىگويد معلوم مىشود خانم من آن عفّت را ندارد . براى اينكه چشمچرانى مىكند . اين خار مرتّب صدمه مىزند و شيطان هم مرتّب دامن به آتش مىزند . يك دفعه مىرسد به آنجايى كه همين سوءظنّ كمكم به يقين تبديل مىشود و يقين پيدا مىكند كه خانمش بىعفّت است ؛ و بعد هم منجر به طلاق مىشود . يا اينكه شوهر خانمى يكى دو ساعت دير مىآيد . اين دير آمدن باعث مىشود كه حسادتش گل مىكند . اينجا ديگر غيرت يا خشكمقدّسى هم نيست ؛ و همين خارى مىشود در روح اين خانم وقتى شوهر مىآيد ، اگر خانم پرخاشگر باشد ، پرخاشگرى شروع مىشود ؛ كه گناهش به اندازهاى است كه زن پرخاشگر اگر بدون توبه از دنيا برود ، با زبان در جهنّم آويزان مىشود . يا اينكه اگر زن تودارى باشد آن خار ، روحش را اذيّت مىكند . كمكم يقين پيدا مىكند كه شوهرش دنبال ازدواج است . اينجا است كه كمكم منجر به مفاسد بزرگ مىشود . بعضى اوقات خانم ، براى همين